أبو الحسن الشعراني

20

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

بزرگوار زبانزد خاص‌وعام بود و شاگردان گرانقدرش بيش از آن‌كه شيفتهء كمالات علمى او باشند ، شيداى اخلاق و رفتار آن بزرگوار بودند . اينك به گوشه‌اى از فضايل اخلاقى آن مرحوم مىپردازيم : زهد و پارسايى زندگى علّامه شعرانى با اين‌كه مىتوانست از بهترين و مرفّه‌ترين زندگىها باشد ، ولى از راه حقوق بازنشستگى و تأسيس يك كتابفروشى اداره مىشد . « 1 » مرحوم محدّث ارموى مىگويد : من يك مقدار از كتاب نقض را به ادارهء اوقاف فروخته بودم و چون آقاى شعرانى در آنجا نظارتى داشت ، فكر كردم كه حتما يك جلدش را به آقاى شعرانى داده‌اند . بعد از چند ماه در مجلسى از آقاى شعرانى سؤال كردم : شما كتاب نقض را ديديد ؟ اشكالى ، عيبى به نظرتان نرسيد ؟ گفت : من نگرفتم ، كتاب نقض ندارم . گفتم : مگر در اداره به شما نداده‌اند ؟ گفت : من مال آنجا را تصرّف نمىكنم ، چون آنها حقوق به اصطلاح موقوف عليهم را رعايت نمىكنند ، وقف‌نامه و اين حرف‌ها را اينها سرشان نمىشود ، من به هيچ مالى از آنجا دست نمىزنم . « 2 » تواضع و فروتنى يكى ديگر از سجاياى اخلاقى آن بزرگوار تواضع و فروتنى است كه نشانه كمال است . تواضع است نشان رسيدگان به كمال * سواره چون‌كه به مقصد رسد پياده شود يكى از شاگردان ايشان مىفرمايد : پس از اتمام تدريس طبيعيّات از ايشان خواستيم الهيّات را تدريس كنند و با كمال تواضع براى من به تنهايى الهيّات و اشارات را مجددا تدريس كردند . روزى خدمت ايشان عرض كردم : چطور حوصله مىكنيد براى من به تنهايى درس بدهيد ؟ با كمال صفا و آرامش فرمودند : چيزهايى كه ما بلد هستيم ، اماناتى است كه از گذشتگان به ما رسيده و ما اين امانات را بايد به افراد برسانيم . حال كه شما پيدا

--> ( 1 ) . نور علم ، ش 50 - 51 ، ص 78 . ( 2 ) . روزنامه جمهورى اسلامى ، دوشنبه 21 / 10 / 71 .